تبلیغات
لهجه های عربی - ترجمه ترانه ها قسمت اول
لهجه های عربی
آموزش لهجه های زبان عربی

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 شهریور 1388

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزش لهجه های زبان عربی

         آموزش لهجه های عامیانه زبان عربی دور از لطف نیست اگر چه به پای عربی فصیح نمی رسد  وبرای كسانی كه قصد مسافرت به كشورهای عربی را دارند ویا می خواهند سریال وفیلمی را ببینند لازم است .

          من برای شما عزیزان علاقه مند به آموزش لهجه های عربی صد ها مجموعه بیت شعر در چندین آلبوم در این وبلاگ قرار داده ام  كه آن ها را  ویرایش كرده ام تا برای شما عزیزان در استفاده از آن ها هیچگونه مشكلی وجود نداشته باشد. بدیهی است كه یادگیری  وتامل در ترجمه این  اشعار شما را به تسلط كامل در درك ومكالمه لهجه های مختلف عربی می رساند .

           ضمناً آنچه كه برای بنده اهمیت داشته صرفاً یادگیری لهجه های عربی است و  نه محتوای اشعار ،  فعلاً به علت كمبود امكانات وعدم دسترسی به متون دیگر جنبه ادبی ملاك است ومحتوای اشعار را نادیده می گیریم.


اصاله -  اصاله نصری   حیاتی ... حیاتی


الیسا و فضل شاکر  یا حبیبی ... یا حبیبی

 ادیك عرفت  - البوم : ایامی بیک


کان نفسی اعرف  - البوم : احلی دنیا

الیسا - ترانه ی حبک وجع  - آلبوم احلی الدنیا


  آلبوم لازم اعیش

روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


اصاله -  اصاله نصری   حیاتی ... حیاتی

1- حیاتی اجمل ما فیها انی بعیش  : زیباترین چیز زندگی من است که در آن زندگی می کنم

2  -من غیر ما فكر فی حاجة متهمنیش : و تا زمانی که به چیزی فکر نمی کنم آن برای من اهمیت ندارد

3- اهم حاجة فحیاتی  : مهمترین چیز در زندگی من

 4- انی بعشق حیاتی : اینست که من عاشق آنم

 5- وعلى یوم بحاول افكر فالی فات فالی عدى والی ممكن یوم یكون میهمنیش  : و روزی که من سعی کنم چیزی که از دست رفته و چیزی که گذشت و چیزی که ممکن است صورت بپذیرد ، برای من اهمیت ندارد

 6- احساس جمییل انی اكون  : احساس زیبایی است که من

 7 - عایشة الحیاة من غیر هموم  : دنیا را بدون غم و غصه بگذرانم (زندگی کنم)

 8- عایشة كل ثانیة فیها : در هر لحظه از آن زندگی می کنم

 9- اعشق ادوب  : دوست دارم که بسوزم در عشق

 10 - احلم اطیرر : و در رویا ببینم که پرواز کنم   - السحاب حیاتی  : ابر های زندگی من

 11- وانا حرة فیها  : و من در آن آزادم  - دیما بحاول اكون : همیشه سعی می کنم باشم

 12- انی اكون انا : که خودم باشم  - بتحدى كل الكون : روبروی کل دنیا می ایستم

 13- واملى الدنیا غنى : و دنیا را مالامال از ترانه می کنم

 14- اهم حاجة فحیاتی  : مهمترین چیز در زندگی من

 15 - انی بعشق حیاتی  : اینست که من عاشق آنم

 16- وعلى یوم بحاول افكر فالی فات فالی عدى والی ممكن یكون میهمنیش : و روزی که من           سعی کنم چیزی که از دست رفته و چیزی که گذشت و چیزی که ممکن است صورت بپذیرد ، برای من اهمیت ندارد

  17- اللى بینا نص حالة  : آن چیزی که بین ماست نصف یک حالت است

 18- نص للحب اللى یمكن نصها التانى استحالة : نصف عشقی که ممکن است و نصف دیگری غیر ممکن

 19- استحالة نرتبط ابدا ببعض كل ما نحاول نقرب نلقى بعد: غیر ممکن است که با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم هر وقت که سعی می کنیم به یکدیگر نزدیک شویم دوری پیدا می کنیم

 20- زى مایكون اللى بینا شئ غریب : مثل آنکه بین ما چیز عجیبی وجود داشته باشد

 21- لعنة الحب اللى بتذل الحبیب  : لعنت بر عشقی که عاشق را مبتذل و آشفته می کند

 22- واللى بینا نص حالة : آنچه بین ماست نصف یک حالت است

 23- واللى عشنا العمر نحلم بیه نلاقیه  : وآنچه همه عمرمان آرزوی پیدا کردن  آن را می کردیم

 

24- بین ایدینا ولسة بندور علیه  : در بین دستانمان است و هنوز دنبالش می گردیم

 25- زى كدبة عایشة جواها الصراحه  : مانند دروغی که واقعیت درون آن زندگی میکند

 26- نص ضحكة نص فرحة نص راحة  : نصف خنده نصف شاید و نصف آسایش

الیسا و فضل شاکر  یا حبیبی ... یا حبیبی

 1- بألك شو بألك بدی الك انی بحبك  : به تو می گویم ، ببین چه می گویم ، می خواهم به تو بگویم دوستت دارم

2-  كلمة حبیبی یاحبیبی صغیره علیك   : کلمه ی عشق من ، که ای عشق من برای تو کوچک و کم است

 3-  بعشق صوتك كلامك وعینیك  : عاشق صدا ، کلام تو و چشمانتم

 3- أنتی بألبی وجوا الروح   : تو در دل و در اعماق وجود منی

 4- حاسس بغرامك وین ما بروح  : عشق تو را هر کجا که می روم احساس می کنم

 5-  ضمینی وقولولی حبیبی  ، بحبك أنا ... : من را نزد خود نگهدار و به من بگو  ای عشق من ، دوستت دارم

 6- البی ماصدق ولا شاف بطیبة قلبك ، بتغار علیه  : دل من باور نکرد و پاکی دل تو را ندید ، و به آن حسادت می ورزد

 7- اد الدنی بموت علیك ، عمری ابتدا بلمسة من ایدیك .. : به اندازه ی دنیا برای تو می میرم ، و زندگی من با یک لمس دست تو آغاز شد

  8- مافی الک مافی غرامك شو عامل فیه مابدی غیرك حبیبی ، بحبك أنا .. : نمی توانم به تو بگویم، نمی توانم (توان گفتن این را به تو ندارم ) ، ببین عشق تو با من چه کرده است ، کسی جز تو را ندارم  ای عشق من ، دوستت دارم

 9- أنتی بألبی وجوا الروح  : تو در دل و در اعماق وجود منی

 10 - حاسس بغرامك وین ما بروح  : عشق تو را هر کجا که می روم احساس می کنم

 11- ضمینی وقولولی حبیبی  ، بحبك أنا ... : من را نزد خود نگهدار و به من بگو  ای عشق من ، دوستت دارم

 12-  یا حبیبى بعدك عنى شو جننى قلبى مشتقلك یا حبیبى حتى وانت بعید  : ای عشق من دوری از تو چقدر مرا دیوانه کرده ، دلم دلتنگ توست ای عشق من ، هر چند تو دور باشی

 13- یا غرامى انت بروحى بنسا جروحى وبحسك حد یا حبیبى حتى وانت بعید  : ای عشق من ، در وجود منی ، آزردگی هایم را فراموش می کنم و تو را پیش خودم احساس می کنم ای عشقم هر چند تو دور باشی

 14- على حبك فتحت عیونى مش همى الناس یشفونى : با عشق تو چشمانم را باز کردم و برایم مهم نیست که مردم مرا ببینند ( حرف و حدیث مردم برایم مهم نیست )

 15- عن حبك ما راح اتخلى : از عشق تو دست نخواهم کشید

 

16- رجعنى لقلبك رجعنى ودع عمرى وما تودعنى  : مرا به قلبت بازگردان و عمرم را ول کن ولی مرا رهانکن

17- من بعدك ما بعشق والله : بعد از تو عاشق نخواهم شد ، به خدا سوگند

 18- خلینى اعیش بقربك قول بحبك حبك بعده اعیش فیه اشتقتلك كتیر  : بگذار نزد تو زندگی کنم و بگوییم دوستت دارم ، هنوز در عشق تو زندگی می کنم ، وزیاد دلتنگ تو می شوم

 19- ناسینى وینك غایب قلبى دایب دایب بغرامك وجنونك وبقلبك الكبیر : ای کسی که مرا فراموش کرده ای ، کجایی ؟ ، دور شدی قلبم آب شده است ، آب شده است در عشق تو و دیوانگی تو  ، در قلب بزرگت

انا بستغرب علیه –البوم : ایامی بیک

1- انا بستغرب علیه من اول ثانیه شافنى بعنیه الاتنین خطفنى : مرا به تعجب واداشت ، در اولین ثانیه که مرا دید و با دو چشمانش مرا ربود

2  -  اول حب یصادفنى معرفش حصله ایه : اولین عشقی که با من برخورد کرد ، نمی دانم چه شد ؟ چه اتفاقی برای او افتاد ؟

3- انا بستغرب علیه لیكون فى حد قاله او شوقى یكون واصله  : او مرا به تعجب کردن واداشت ، نکند کسی به او چیزی گفته باشد و یا اشتیاقم برایش رسیده باشد

 4- لو فاتنى العمر كله یرجع حبى یلاقیه  : اگر تمام عمرم را از دست بدهم ، عشقم بر می گردد و او را می بیند

 5- لواحدى طب وماله خلاص مش محتجاله  : به تنهایی ام  ، او را چه شد ؟ ، تمام شد و به او نیازمند نیستم

6- كل العالم بحاله ولا یغنى عن سؤاله  :  تمام دنیا بر وفق مراد اوست  ، از سوال کردنش نمی گذرد 

 7- بقى بالنسبالى ایه حب العالم بحاله فوق كل اللى فى خیاله : چه چیز برای من باقی ماند ؟ عشق دنیا بر وفق مراد اوست ، بیشتر از آن چیزی در تصور اوست

8- ولا عمر هنسهاله قلبى اللى مشغول علیه  : و تمام عمرم او را فراموش نمی کنم ، قلبم که مشغول اوست

 9- بقى بالنسبالى ایه دا حبیبى وكل حاجه دا مسبش فى قلبى حاجه : چه چیز برای من باقی ماند ؟ این معشوق من است و همه چیز من است و او چیزی در قلبم را برای من به جا نگذاشت

 10- مش لاقیه انا اى حاجه توصف احساسى بیه  : من چیزی نیافتم که احساسم نسبت به تو را توصیف کند

 

 

 ادیك عرفت  - البوم : ایامی بیک

1- ادیك عرفت اللى مكنتش عایزة انك تعرفه : چیزهایی یاد گرفتم که دوست نداشتم تو آن ها را بدانی

2- اللى بقاله كتیر فى قلبى محیرة ومخوفه  : چیز هایی زیادی در دلم مانده ، که مرا حیران زده کرده و می ترساند

3- من كتیر حبى فیك خلاص انا قربت اكرهك :  زیادی عشقی که برای تو داشتم ، تمام شد ، من دیگر الان به جایی رسیده ام که از تو متنفرم

 4- عشان مش عارفه اكتر من اللى عملته اعمل ایه : چون که نمی دانم ، از بلایی که به سرم آورده من تو را چه کار کنم

 5- مش بس عینى وروحى كل ما فیا بیندهك  : فقط چشمم و روحم نیست ، هر چه در وجودم است تورا صدا می زند

 6- كل اللى القلوب سمعتنى وانت مش سامعنى لیه : تمام قلب ها صدای مرا شنیدند ، بجز تو ( که صدای مرا نمی شنوی )

 7-  دلوقتى عرفت مالى واد ایه بقالى  : الان فهمیدم که مرا چه شده ، و چه چیزی برای من باقی مانده

 8- عایشه فى حبك لواحدى ولیه دایما فى حالى  : ( آنچه باقی ماند ) که من در عشق تو تنها هستم و چرا همیشه تنها با خودم هستم ( با توجه به خط بالا آن چیزی است که برای من باقی مانده )

 9- وانا اقدر احب من تانى دا انا من وقت للتانى بنادیك  : من می توانم دوباره عاشق بشوم ... این منم از خیلی وقت ها پیش تو را صدا می زنم

 10- لو انسا قلبى انا فاكر دا فى الاول وفى الاخر انا لیك  : اگر قلبش (مرا) فراموش كند ، ولی من در فكر اویم و در اول و در پایان من برای توام

 11- وانا اقدر احب من تانى دا انا من وقت للتانى بنادیك : من می توانم دوباره عاشق بشوم ... این منم از خیلی وقت ها پیش تو را صدا می زنم

12- وانت اللى مش سامع وكل الدنیا سمعانى  : و این تویی كه نمی شنوی و كل دنیا در حال شنیدن من هستند ( مرا می شنودند )

 13- لو انسا قلبى انا فاكر دا فى الاول وفى الاخر انا لیك : اگر قلبش (مرا) فراموش كند ، ولی من در فكر اویم و در اول و در پایان من برای توام

14- وبقولها من الاخر یاریتك تبقى علشانى  : و در پایان هم می گویم ای كاش به خطر من و برای من بمانی

 15- حبیت ایامى بیك وبعشها لیك ولا عمرى حبت من قبلیك  : روز هایم را در تو دوست داشتم و روز ها را برای تو می گذرانم و هیچ گاه در عمرم قبل از تو عاشق نشدم

 16- طب هنسا لیه وانا قد ایه كلمت نفسى علیك  : پس چرا فراموش كنم و من چقدر با خودم درباره ی تو صحبت كردم

 

17- معاك یا حبیبى نستنى حاجات جوایا تعبتنى : وقتی كه با تو هستم ای عشقم فراموش می كنم مشكلات درونی كه مرا خسته كردند

18- سنین قبلك مخصماها معاك دلوقتى صالحتنى  : با سال های قبل از قهر كرده بودم ... هم اكنون كه همراه تو هستم با آن سال ها آشتی كردم

19- ملیش غیرك انت فى الدنیا ومفیش فى حیاتى ناس تانیه  : بجز تو در دنیا برای من كسی وجود ندارد و كسی دیگر در زندگی وجود ندارد

 20 - وازاى ودى بردة تیجى منى مفكرش فى هواك ثانیه  : و چگونه از من می خواهی كه من در فكرت تو یك ثانیه هم نرود ( اصلا در فكر تو یك ثانیه هم نباشم )

21- بعید او جمبى وانا فاكراك لو انت فین انا شایفاك : چه دور باشی و چه در كنار من باشی ... من در فكر تو هستم و  اگر هم جایی باشی كه خبری از تو نباشد من تو را می بینم ( من در فكر تو هستم )

 22- وانا لو مع مین یا حبیبى بقلبى معاك  : و من اگر هم با هر كسی باشم ای عشق من ، من در قلبم با تو هستم

کان نفسی اعرف  - البوم : احلی دنیا

1- كان نفسی اعرف قد ایه حبیتنی  : دلم می خواست بدانم چقدر دوستم داری

2- وفاكرنی ولا خلاص یا غالی نسیتنی  : به من فکر می کنی و یا ای بزرگ ( عزیز برای من ) من را فراموش کردی

3- من یوم فراقنا وانا بشتاق إلیك  : از روز جدایی و من عاشق تو شدم

 4- جربت بعدی ازای قدرت تفوتنی  : دوریم را کم کردمو چطور تونستی از من بگذری

 5- ماعرفش لیه فكرت فیك : نمی دانستم چرا به تو فکر کردم

 6-   وسئلت روحی ازای تكون حبیت بجد  : و از خودم پرسیدم چطور تونستی به این شدت عاشق بشوی

 7- وقدرت تبعد عنی یوم : و چطور تونستی یک روز از من دور شوی 

 8- وقدرت تتحمل فراقی وبینا وعد  : و توانستی دوری من را تحمل کنی و بین ما قول و قرار بود

 9- مش عارفة بعدك لیه مأثر فیّا : نمی دانم چرا دوری من در تو اثر کرد

 10 - یمكن عشان یا حبیبی صعب علیّا  : ای عشق من ممکن است که برای من سخت بود

 11- معقول نسیتنی قوام والله حرام  : آیا واقعا زود مرا فراموش کرد و به خدا حیف است

 12- طب فین كلام الحب والحنیّه  : پس حرف های عشق و مهربانی چه شد ؟

 

الیسا - ترانه ی حبک وجع  - آلبوم احلی الدنیا

1- حبك وجع  : عشق تو درد است  -  بعده معی  : هنوز با من است

 2- حبك حلم هربان  : عشق تو خوابی آشفته است

 3- من قلب قلبی انسرق  : بخاطر دلی (دل معشوق) دل من ربوده شد

4- وبكیت ع غیابه  : و من برای دوریش گریه کردم

5- مطرح ما كنا نحترق  : هرجا که ما نمی سوختیم

6- صار الجمر بردان  : گدازه های عشق سرد شد

7- والعطر عنده وفى اكثر من اصحابه  : و عطر بیشتر از صاحبش وفا دارد

8- وحدی بدونك مقدرت  : تنها و بدون تو نتوانستم

 9- ما اصعب الحرمان  : چه سخت است دوری

 10- تركوا الندم عندی عیونك وغابو : چشمانت پشیمانی را نزد من باقی گذاشتند و رفتند

 11- مجروح قلبی وصرخ عم ینداهك ندمان : دلم آزرده بود و فریاد زد تا تو را بیدار کند که بگوید پشیمان است

12- محروم طعم الهنا بغیاب احبابه  : در غیاب دوستانش (قلب من) از لذت خوشی محروم است

13- انت لمین  : تو برای که هستی؟

 14- انت الی  : تو برای من هستی

15- قلبی الك منه الی : قلب من برای توست چه چیزی برای من است؟

 16- انت ملاك قلبی هواك یاللی بحلاك عمری حلی  : تو فرشته ای و قلبم عاشقت شده که با شیرینی تو عمرم شیرین شده است

17- وینك على لیلی تعى  : تو در شبها کجایی بیا

18- بعده القمر سهران تا المحك جای انا  :  ماه هنوز بیدار است تا برای آمدن تو  به نظاره بنشیند

19- عیونی سهر دابو  : چشمان من از بیخوابی آب شده است

 20- شوف الدنیا كل الدنیا  : دنیا را ببین تمام دنیا را

21- مافی قلب عشقان  : هیچ قلب عاشقی در آن نیست

22- إلا ماجرح من الهوا : اگر زخمی از عشق باشد 

23- إسم الهوا صابه  : تنها اسم عشق به آن اصابت کرده است

 24- انت حبیبی وبلقلب غیرك مافی انسان :تو عشق منی و در قلب من غیر از تو هیچ انسان دیگری وجود ندارد

 25- مكتوب عمری إله والعمر ع حسابه  : عمر من برای او رقم خورده و تمام زندگی به حساب اوست

 26- صارت حیاتی انا قصة قلب تعبان  : زندگی من داستان دل خسته ای شد

 27- وحده الحنین اللی بقی من كل اصحابه  : تنها دل مهربان باقی مانده از بین تمام دوستانش

  آلبوم لازم اعیش

 1- عایزة الملم قلبى واحضن نفسى وامشى بعید  : می خواهم دلم رو جمع و جور كنم و روحم را در آغوش بگیرم وبه كناری برم ( دور شوم )

2- عایزةاطیب جرحى ایوة هاطیب جرحى اكید : میخ واهم زخم دلم را مداوا كنم ، بله حتما مداوا می كنم

 3- عایزة حبك یبعد عنى  : می خواهم عشقت از من دور بشود

 4- عایزة جرحك یخرج منى  : می خواهم زخمت از من خارج بشود

 5- لازم اعلم قلبى انا یقسى  : باید دلم را به سنگی و قساوت آموزش بدهم

 6- ولازم ینسى  : باید فراموش كنم

 7- كنت بعیش لك كل سنینى  : تمام سال های زندگیم را برای تو زندگی می كردم

 8- قلت زمانى هاعیشه معاك : به روزگارم گفتم با تو زندگی خواهم كرد

 9- كنتب بحبك قوى یاحبیبى  : آنقدر ( زیاد ) تو رادوست داشتم ای عشقم

 10- لما بتبعد بستناك : كه وقتی دور می شدی چشم به انتظارت می شدم

 11- كنت بحس معاك حاجه تانیه  : با تو یك احساس دیگر داشتم

 12- كنت فى عینى كل الدنیا  : در چشمانم تمام دنیا بودی

 13- لازم اعلم قلبى انا یقسى  : باید دلم را به سنگی و قساوت آموزش بدهم

 



ارسال توسط رحمن بخش سپاهی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
یادگیری لهجه ها ی عربی تا چقدر برایتان اهمیت دارد؟






پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا