تبلیغات
لهجه های عربی - ترجمه ترانه ها قسمت نهم
لهجه های عربی
آموزش لهجه های زبان عربی

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 شهریور 1388

رجب رجب

هیدا حاکی ---- آلبوم هیدا حاکی

 تامر حسنی   - مش عارف اتغیر  -  آلبوم : الجنه فی بیوتنا

روی ادامه مطلب کلیک کنید

رجب رجب

1- رجب حش صحبك عنی  : رجب ، دوستت را از من دور كن

2- رجب صحبك جننی : رجب ، دوستت مرا دیوانه كرد -

3- رجب قرب طمنی  : رجب ، نزدیك شو و به من آرامش بده

4- رجب وقلو یسیب قلبی  : رجب به او بگو قلبم را رها كن

5- لو كان دة نسینی مین هینسینی شوقی ل قلبو الغدار : اگر این مرا فراموش كرده ، چه كسی اشتیاق من را به قلب بی وفایش از یاد خواهد برد

6- طب لیه یبكینی ویقلی نسینی یرمینی ف وسط النار : پس چرا من را به گریه می اندازد و به من می گوید مرا فراموش كن و من را در وسط آتش رها می كند

7- من قال رح أسیبو أنا لازم أجیبو عاشق مشتاق محتار : چه كسی می گوید كه من او را رها خواهم كرد من باید او  را عاشق و مشتاق و سرگشته بیاورم

8 - رجب عدیت للمیة  : رجب ، تا صد شمردم 

رجب اه وانا بنت شقیة : رجب ، آه من دختر بد بختی هستم

9- رجب صحبك مش لیة : رجب ، دوست تو از آن من نیست ( مال من نیست )

10 -رجب قلو یسیب قلبی : رجب ، به او بگو دلم را رها كند

11- اه رجب صحبك اهو شافنی : آه رجب و دوستت مرا دید

12- رجب وقال ما بیعرفنی  : رجب ، و گفت من را نمی شناسد

13- رجب والله ده خوفنی  : رجب ، به خدا قسم او من را می ترساند

14- رجب اه یانا یا غلبی : رجب ، آه از من و شکستم

15- لا سلام لا كلام ولا حتى ملام ولا قال ایه الأسباب : نه سلامی ، نه كلامی و نه حتی ملامتی و نه حتی گفت كه دلیلش چیست

16- حنساه فی الحال لو قلبو دة مال أو قال محناش أحباب : فورا او را فراموش خواهم كردحتی اگر قلبش تپید و علاقمند شود و بگوید كه مگر ما دوست نیستیم ؟ ( استفهام انكاری )

17- من قال رح أسیبو أنا لازم أجیبو عاشق مشتاق محتار : چه كسی می گوید كه من او را رها خواهم كرد من باید او  را عاشق و مشتاق و سرگشته بیاورم

18- رجب طب رجب : رجب ، پس رجب ( پس رجب چی شد؟ )

 

19-  یاقلبی ... یاحبی ... یاعیونی ... یاجنونی : ای دل من ... ای عشق من ... ای چشمان من ... ای دلیل دیوانگی من

20- من بین العالم والناس انت الی ساكن بعیونی : در میان همه دنیا و انسانهایش، تو تنها نشسته بر چشمان من هستی

21- أنت الشمس ال ما بتغیب أنت قلبی وعینیی : تو خورشیدی هستی كه هرگز خاموش نخواهد شدتو قلب من و چشمان منی

22- أنت الدوا والطبیب أنت لحن الغنیة : تو حكیم و داروی من هستی ... تو آهنگ ترانه ها هستی

 

23- وعلى حبك ما بیغلى حبیب یا قمر السهریة : هیچ چیز ارزش عشق تو را ندارد، ای ماه  شب های بیداری من

24- وحبك ع جبینی مكتوب من هلق للأبدیة : شیدایی تو بر پیشانی من از ازل تا ابد نوشته شده است

25- دربك رشیت ورود غنالی الطیر الشادی  : در حالیكه پرندگان سرود شادی سر داده اند، رزها را سر راه تو ریختم

 

26- قلبی بحبك موعود عشقتك حد العبادة : دلم را با عشقت وعده داده ام و تو را تا حد پرستش دوست دارم

27- مهما لیلی كان یطول حبك زادی وبزیادة : هرچقدر  شب های من به درازا بینجامند عشقت بیشتر و بیشتر می شود

 

 

27- حبك عندی مالو حدود یا أغلى من عینیی : عشقت برایم نامتناهیست ای ارزشمندتر از چشمهایم

28- جمالك قمر المنشود صوتك أجمل غنیة : زیبایی تو زیبایی ماه تابان  و صدای تو زیباترین آهنگ ها است

29- كرمالك بروحی بجود بس تضلك حولیی  : به خاطر تو روحم در بیتابی و بی قراری است پس کنار من بمان و دور نشو

 

هیدا حاکی ---- آلبوم هیدا حاکی

 

1- هیدا حك هیدا كلام هیدا عشق هیدا غرام : این حکایت است این کلام است ، این دوست داشتن است ، این عشق است

2- جن وحالی نسینى خلی جنونك یعتدینى : دیوانه شو و من را از خود بی خود کن و بگذار دیوانگی تو بر من سرایت کند

3- وبمككلتلك خلینی احرق عرش المملكه : و بگذار در سرزمینت ، تحت حکومتت را به آتش بکشم

4- هیدا حكی  : حکایت همین است

5- بلا حكی رمشك قاتل كیف لما بتحكی وبتغازل : بدون حرف زدن مژه هایت مرا می کشد پس وقتی صحبت می کنی و حرف عاشقانه می زنی چه می شود

6- عم تقتلنى وتغازلنی وبتسالنی شو عامل هیدا حكى : وقتی که مرا می کشی و حرف عاشقانه می زنی و از من می پرسی چکار کردم این حرف است

7- عیش الهوی مثلی وخاطر قوی قلبك حب وغامر  : عشق را مثل من زندگی کن و مخاطره کن ، قلبت را قوی کن و عاشق شو و مخاطره کن

8- بدنیه حبی ما ی غربه غمرلی قلبی وسافر هیدا حكى : در دنیای عشق من غربت وجود ندارد ، قلبم را از آن خود کن و سفر کن

9- هیدا حك هیدا كلام هیدا عشق هیدا غرام : این حکایت است این کلام است ، این دوست داشتن است ، این عشق است

10 - جن وحالی نسینى خلی جنونك یعتدینى : دیوانه شو و من را از خود بی خود کن و بگذار دیوانگی تو بر من سرایت کند

11- وبمككلتلك خلینی احرق عرش المملكه : و بگذار در سرزمینت ، تحت حکومتت را به آتش بکشم

12- ضحكتها مبتهزرش و جمالها میتقدرش و یا قلبى متستهترش بواحده فى رقتها : مانند خنده ی او وجود ندارد ، زیبایی او قابل اندازه گیری نیست و ای دل من خودت را نگیر برای چنین كسی كه به این حد ظریف است

13- واحده زیك فى جمالك فى دلالك فى شقاوتك فى حلاوتك لو وقعت فى ایدى  : یكی مثل تو در زیباییت ، در ناز بودنت و در شیرین زبانیت و در زیباییت اگر در دستم بیفتد

14- هخلى نهارها مش فایت و بقولها و انا صاحى و فایق و یا ریت الیوم ده ییجى : نمی گذارم روزگارش بگذرد و به او میگویم در حالیس كه من بیدارم و هوشیار و كاش همچین روزی بیاید

15- و جه الیوم اللى بتمناه و اللى بستناه و اللى بحلم بیه : و روزی كه من آرزویش را داشتم و انتظارش را داشتم و خوابش را میدیدم آمد

16- و جه الیوم اللى هبقى معاه و اللى هعیش ویاه فى حضن عنیه : و روزی رسید كه من با او خواهم ماند و با او زندگی خواهم كرد در آغوش چشمانش

17-   عنیكى بتندهلى من نظره جابتنى جابت اهلى و على بیتك جیت مش على مهلى یا حبیبه الروح : چشمانت مرا با یك دیدن مرا صدا زدند ، من و خانواده ام را به سوی خانه ات آورد ، آروم نیومدم ای عشق وجودم

18- طول عمرى انا مستنى لحظه ما تعیشى و تتهنى فى حضنى و فى عیونى و فى الننى : تمام عمرم من منتظر لحظه ای بودم كه تو در آن با خوشی در آغوشم و در چشمانم زندگی كنی

19- ده انا دایب دوب : این منم مثل سوختن سوختم

20 -شوفى بقا  : خوب نگاه کن

21- م بجیش انا بالطریقة دى  :من با این راه

22- مش عایز اجرحك  : نمی خواهم تو را بیازارم

23- الا انا  : اما من

24- م تمشیش معایا السكة دى انا ممكن ازعلك : اگر با من این راه را نیایی ممکن است که تو را ناراحت کنم

25- وانسى تانى اندهلك : و بار دیگر یادم می رود که تو را متوجه سازم

26- ودماغك خلیها تاكلك  : و بذار مغزت تو را بخورد

27- بافكارك اللى مخلیاكى كده مش على بعضك  : با این فکرهایی که گداشته تو عادی و مثل همیشه نباشی ( نرمال نباشی )

28- بتشكى فیا كده لیل نهار  : شب و روز به من شک می کنی

29- ومعیشانى على طول فى نار  : و گداشتی همیشه من در آتش زندگی کنم

30- ابعدى عنى وخلیكى قدامى محافظة على شكلك  :  از من دور شو و جلوی من باش ، مراقب ظاهرت باش

31- م تمشیش معایا السكة دى انا ممكن ازعلك : اگر با من این راه را نیایی ممکن است که تو را ناراحت کنم

32- یاما نصحتك  : چقدر تو را نصیحت کردم

33- تبعدى عن كل اصحابك اللى انا مش مرتاحلهم  : از دوستانت دوری کن که من با آنها احساس راحتی نمی کنم

34- وعلى فكرة  :و راستی ( یك چیز هم بهت بگم )

35- بیحاولوا كتیر معایا ولا مرة ریحتهم  : خیلی دنبالم افتادن ولی من محلشون نگذاشتم  ( یک بار هم خیالشون رو راحت نکردم )

36- ركزى فى كل كلمة هاقولها لك  : به هر كلمه ای كه بهت می گویم توجه کن

37- فلیه بقی كده  : پس دیگه چرا اینجوریه

تامر حسنی   - مش عارف اتغیر  -  آلبوم : الجنه فی بیوتنا

 

1- انا مش عارف اتغیر كل ما اقول هتغیر : من  بلد نیستم که عوض شوم و هر وقت که می گویم عوض خواهم شد

2- تحصل حاجه ترجعنی عن كل اللی انا ناویه : چیزی من را از آن چه که می خواهم انجام دهم باز می دارد

3- كل ما اقول انا هبدا هعیش حیاتی بمبدأ  : هر وقت می گویم من شروع خواهم کرد و از مبدا زندگی ام را شروع خواهم کرد

4- برجع بضعف تانی ومش بس انا بضعف قوی  : و بار دیگر با ضعف بر می گردم و فقط من نیستم که زیاد ضعیف می شوم

 

5- ایوه بفوق لما بروق واحاسب نفسی بكام سؤال  : آری بیدار می شوم ، هر وقت که گریه می کنم و خودم را با چند سوال محاسبه می کنم

6- وارجع اقول ما فیش مخلوق مابیغلطش دا شیء محال : و بر می گردم و می گویم که محال است که کسی اشتباهی نکند

 

 7- وارجع تانی اغلط تانی كانی بكلم واحد تانی  : و باز می گردم و باز اشتباه می کنم و انگار با کسی دیگر حرف می زنم

8- انا زعلان من نفسی حقیقی انا غلطان وضعیف وانانی : حقیقتا من از خودم ناراحت هستم و من اشتباه کردم و من ضعیف و خود  خواه هستم

 

9- كل یوم بیعدی علیه بیعدی وینسانی اه : هر روز از من که می گذرد ، می گذرد ، و آه من را فراموش می کند

10 - واقول من بكره اكید هتغیر یجی بكره برجع فی كلامی  : و می گویم حتما از فردا عوض خواهم شد و فردا می رسد و به حرف های قبلم بر می گردم

 

 

11- على الحال دا بقالی كتیر على الحال دا انا وكتیر : زمان زیادی است که اینگونه ام ، این گونه من و زیادی

12- على الحال دا بقالی كتیر على الحال دا وبقالنا كتیر  : زمان زیادی است که این گونه ام ، زمان زیادی است که این گونه ام

 

13-  ایوه بفوق لما بروق واحاسب نفسی بكام سؤال  : آری بیدار می شوم ، هر وقت که گریه می کنم و خودم را با چند سوال محاسبه می کنم

14- وارجع اقول ما فیش مخلوق مابیغلطش دا شیء محال : و بر می گردم و می گویم که محال است که کسی اشتباهی نکند

 

15- وارجع تانی اغلط تانی كانی بكلم واحد تانی : و باز می گردم و باز اشتباه می کنم و انگار با کسی دیگر حرف می زنم

16- انا زعلان من نفسی حقیقی انا غلطان وضعیف وانانی :حقیقتا من از خودم ناراحت هستم و من اشتباه کردم و من ضعیف و خود  خواه هستم

 

 

 



ارسال توسط رحمن بخش سپاهی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
یادگیری لهجه ها ی عربی تا چقدر برایتان اهمیت دارد؟






پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا