تبلیغات
لهجه های عربی - ترجمه ترانه ها قسمت هفتم
لهجه های عربی
آموزش لهجه های زبان عربی

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 شهریور 1388

 


شخبط شخابیط  - نانسی عجرم






روی ادامه مطلب کلیک کنید 

شخبط شخابیط  - نانسی عجرم

 

1-  شخبط شخابیط لخبط لخابیط مسك الالوان ورسم ع الحیط  : خط خطی كردن خط خطی كردن مداد رنگی ها رو گرفت و روی دیوار كشید

 

2- اعمل ایه ویاك یا حمادة اللی عملته ده اسوء عادة : چی كار باهات كنم ای حماده ( اسم پسره ) و كاری كه تو می كنی بدترین عادت هاست

3- عایز ترسم ارسم لكن من غیر ما تشخبط ع الحیط  : می خوای بكشی بكش ولی نه از نوع خط خطی كردن روی دیوار

4- ارسم شجرة ومینا وبحور لكن ارسم ع الصبور   : درخت و ساختمان و دریا بكش ولی روی تحته

 

5-  بكرة تكون فنان ومشهور عایزین ناخد جمبك صورة : فردا هنرمند مشهوری می شی و ما می خواییم پیشت یه عكس بگیریم

6- تحلم تكبر تبقى بیكاسو كان یوم طفل وكان یوم نفسو:  فكر كن كه روزی برای خودت كسی بزرگ می شوی و روزی بچه بودی و باز هم خودتی

 

7- لكن ولا شخبط ع الحیط  :  ولی روی روی دیوارخط خطی نكن ( تورو خدا )

 

8-  ارسم واحلم بالمستقبل واللی بیرسم بكرة ینول بكش : و به فردا فكر كن و كسی كه می كشد فردا به خواسته اش می رسد

 

9-  وكل الجای فعمرك اجمل كل هوایة ولیها اصول  : هر آنچه در عمرت خواهد آمد قشنگ تر می شود و هرسرگرمی اصولی دارد ( نه مثل خط خطی كردن دیوار )

 

10- امسك قلمك لونك ریشتك  :   قلمت ، مداد رنگیت ، قلمویت را بگیر

11- ارسم بیهم بس فلوحتك  :  با آن ها بكش ولی روی تخته ات

12- ترسملی باللون ع الحیط  :  پس چرا داری روی دیوار می كشی

 

13- ها حبیبی مو على بعضك أحسك  : عزیزم تو را مثل همیشه احساس نمی کنم

 

14- ها حبیبی لخاطری لا تأذی نفسك :   عزیزم به خاطر من خودت را ازار نده

 

15- منو زعلك ؟ أنت  : چه کسی تو را ناراحت کرد؟

 

16- منی تزعل لك والله زعل الدنیا كلها ولا مكروه یمسك :از من ناراحت می شوی بخدا تمام دنیا را ناراحت می کنم ولی نمی گذارم دست مکروهی تو را لمس کند

 

17- أبتسم هدی أعصابك :  تبسم کن و ارام باش(اعصابت را ارام کن)

 

18- خل راسك بین أیدیا  : و سرت را میان دستانم بگذار

 

19- وأخذ بوسة صلح منی كافی تدلل علیاّ  : و از من بوسه دوستی بگیر وناز کردن برای من کافیست

 

20- لك أدلل علیّا أدلل علیّا  : نه برای من ناز کن ناز کن

 

21- یا هبة ربی من السما وأجمل هدیه  : ای نعمت خداوند از اسمان و زیباترین هدیه

 

22- راح للعشرة أعید لك  : تا ده برایت می شمارم

 

23- واحد . عشرة  :  یک . ده

 

24- شو تعال بوسنی كم مرة أبوسك حبیبی  : بیا مرا ببوس و ببین چند بار تو را می بوسم حبیبی

 

25- بیدی أمشط لك حبیبی  : با دستان خودم موهایت را شانه می کشم

 

26- وأمسح دموعك بأیدیا  :  و اشکهایت را با دستانم پاک می کنم

 

27- آه منك من جمالك حتى دمعك جاذبیه : اه از تو و از زیباییت حتی اشکهایت جذاب هستند

 

28- یا هبة ربی من السما وأجمل هدیة : ای نعمت خداوند از اسمان و زیباترین هدیه

 

29- سیدة عمری الفاضلة :  ای سرور محترم زندگی من

 

30- هذه رسالة عاجلة  :  این یك نامه اضطراری و عاجل است

 

31- من عاشق مضهد  : از عاشقی مظلوم  -   حبر الدموع انتهى : جوهر اشک تمام شد

 

32- اكتب بحبر القلم  : با جوهر قلم می نویسم

 

33- اول رسالة عتاب  : اولین نامه سرزنش و عتاب است

 

34- داخلها صرخة ألم  :در آن داد درد است

 

35- یا امرأة قاسیة أنا بشر مو صنم : ای زن کینه ای ، من بت نیستم ، آدمم

 

36- احترمی مشاعر رجل  : به احساسات مردی توجه کن

 

37- كثر ما حب انظلم  : که از بس عاشق بود ، بهش ظلم شد

 

38- آه لو كنت بمكانی  : آه اگر به جای من بودی

 

39- كنت قلتیلی انتقم :  به من می گفتی انتقام بگیر

 

40 - لكن انی مو أنانی  : اما من خودخواه نیستم

 

41- وعمری ما احب الظلم :  و توی عمرم ، ظلم را دوست نداشتم

 

42- یاما ویاما حاولت  : چه بسیار و بسیار تلاش کردم

 

43- افتح معك باب الحوار  : که در گفت و گو را با تو باز کنم

 

44- وانت اللی كنت تغلقیه  : و تو بودی که در را می بستی

 

45- یاما ویاما اتنازلت  :  و بسیار و بسیار کوتاه آمدم

 

46- واتحملت ضیم ومرار  :  و تلخی و رنج را تحمل کردم

 

47- بسبب كل ما تفعلیه  :  به دلیل تمام چیزی های که تو انجام می دهی

 

48- التضحیة والمحبة  :  گذشت و محبت

 

49- من طرف واحد قاتلة  : یك طرفه کشنده است

 

50 - سیدة عمری أرجوك یا نور عیونی  : ای سرور زندگیم ، ای نور چشمانم ، خواهش می کنم

 

51- كونی حنونة وعادلة  : مهربان و عادل باش

 

52- ما كنت اتمنى ألجأ للرسائل كوسیلة : نمی خواستم که به نامه به عنوان یکوسیله پناه ببرم

 

53- إلا عد ما نفد صبری  : جز وقتی که صبرم لبریز شد

 

54- وشفت ما بالید حیلة  : و دیدم که چاره ای نیست

 

55- وأخیرًا اعذرینی و ما تفهمینی غلط  : و در آخر مرا ببخش و مرا اشتباه نفهم ( مرا درست بفهم )

 

56- أضعف الإیمان أریدك : تو را با ضعیف ترین ایمان می خواهم

 

57- تراجعی نفسك فقط  :  فقط به خودت برگرد

 

58- حبیبك المضهد مخلص إلك وللأبد : یار و عشق مظلوم تو ، مخلص تو و تا ابد

 

59- إنسى العــالم كلــه  إنت ببین أحضـــانی  : دنیا را فراموش کن ، تو در آغوش من هستی

 

60- إنت بدنیا جمیلة إنت بعالم ثانی : تو در دنیای زیبایی هستی ، تو در دنیای دیگری هستی

 

61- عالم كله محبة لونته بحنانی  : جهانی که همه ی آن محبت است و با مهر من آن را رنگ کرده ام

 

62- غمض عیونك وإسرح فی عالم إحساسی : چشم هایت را ببند و در دنیای احساسم قدم بگذار

 

63- وإنسى همومك وإفرح یا كل أهلی ونــاسی  : و غم هایت را فراموش کن و شاد باش ای تمام خانواده و مردمم

 

64- ماعدنة اللی یجرح لاظالم لاقاســــی  : کسی که بیازارد نداریم ، نه ظالمی و نه کینه دوزی

 

65- إنت عیونی وروحی وگلبی وذاكرتی ووجدانی  : تو چشمانم و وجودم و دلم و ذهنم و وجدانم هستی

 

66- إنت بمعبد روحی إنت فی محرابــی  : تو در معبد وجودم هستی ، تو در محراب من هستی

 

67- إنت صدیق إحســاسی إنت كل أحبــابی  : تو دوست احساساتم هستی ، تو تمام یارانم هستی

 

68- إنت حبیب عیــونی یازهرة شبـــابی  : تو عشق چشمانم هستی ، ای شکوفه ی جوانیم

 

69- أخیــــــــرا : و بالاخره   - 

70- واخیراً إكتشفت إنی بإسم الحب أنا لعبة : و بالاخره ، کشف کردم که به نام عشق من بازیچه هستم

 

71- وكل العشرة والإخلاص وكل التضحیة كذبة : و تمام با هم بودن و اخلاص و تمام از خود گذشتگی دروغ است

 

72- أنا نادم على نفسی على یومی وعلى أمسی : من از خودم و از روزم و از دیروزم پشیمانم

 

73- على عمری التركته بإیدك تعذبه : از عمری که به دست تو سپردم که عذابش بدهی ، پشیمانم

 

74- خسارة یامشاعرنا قصایدنا وخواطرنا  : حیف شد تمام احساسات من و شعر های من و خاطراتم

 

75- حرگناها ببرود أعصاب وسكرنا على كذبة : با سردی اعصاب آن ها را سوزاندیم و با یک دروغ مست شدیم

 

76- خسارة خسارة خسارة ...  : حیف شد حیف شد حیف شد ...(خساره معنی شکست نمی دهد اینجا)

77- تحب تدلع  : دوست داری ناز کنی

 

78-  شگد تحب تدلع لاتمل لاتكل لاتشبع : چقدر دوست داری ناز کنی ، نه خسته می شوی و نه زده می شوی و نه سیر می شوی

 

79- تخلیك خفة دمها غصباً عنك تتولع : خون شیرینیش می گذارد که بخواهی یا نخواهی( بی برو برگرد) آتش بگیری

 

 80-  تطلب ورد نجیب الورد : اگر گل بخواهی ، برای تو فراهم خواهیم کرد

 

81- تگول اللون أحمر ماریده  : می گویی رنگش قرمز است نمی خواهم

 

82- تزعل ونبـّوس بالخد  : ناراحت می شود و گونه هایش را می بوسیم

 

83- ندلعهـا نخلیها سعیــــدة  : نازش را می کشیم و می گذاریم شاد باشد

 

84-  یجی اللیل تـوّلع شمع  : شب می شود ، شمع ها را روشن می کند

 

85- تعلـّی الموسیقى وتتجنن  :  صدای موسیقی را زیاد می کند و دیوانه می کند (دیگران را )

 

86- تعرف كیف تغازل روحی  : می داند که چگونه با وجودم عاشقانه صحبت کند

 

87- وتلعب بإحساسی وتتفنن  : و با احساساتم بازی و هنر نمایی کند



ارسال توسط رحمن بخش سپاهی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
یادگیری لهجه ها ی عربی تا چقدر برایتان اهمیت دارد؟






پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا